تبليغاتX
طـــــــــلـبــــه جــــهــادی

بنا به فرموده قرآن کریم (ان الذکری تنفع المومنین ).یاد آوری کن که تذکر و یادآوری برای مومنان سود آور است.

امروز و بعد از ماه ها دوری از وبلاگ طلبه جهادی آمدم تا بار دیگر اولا و بالذات خودم و ثانیا خوانندگان محترم را متوجه یک حقیقت تکراری کنم.  شیطان علما عالم شیاطین است.این جمله ای است که ما طلبه ها و دانشگاهیان به هیچ وجه نباید فراموشش کنیم.در روز قیامت بنابر نص برخی روایات هفتاد گناه جاهل قاصر را می بخشند قبل ازآنکه ازگناه عالمی چشم پوشی کنند.اگر پیامبرعظیم الشان ما مسلمان ها فرمود: (علماء امتی افضل من انبیاء بنی اسرائیل) در جای خودش هم آورده که در روز قیامت اهل جهنم ازبویی متعفن تر از بوی عالم بی عمل مورداذیت و آزار قرار نمی گیرند.امروزه که آن را عصر سرعت نامیده اند اگر عالمی توشه اش از عمل خالی ماند شاید جبران آن از محالات باشد.یام نمی رود بارها و بارها از آیت الله بهجت در خواست نصیحت می شد ایشان می فرمود:به آنچه می دانید عمل کنید خداوند آنچه را که نمی دانید به شما عطا می کند.

این طور نشود که دیگران را موعظه کنیم و یا آنها را از گمراهی نجات بدهیم و خود گمراه باشیم.

التماس دعا

+ نوشته شده توسط مجاهد در و ساعت |

 حضرت حجت الاسلام قدس شاگرد حضرت آیت الله بهجت از ایشان نقل میکنند که:

روزی در ارتباط با ثبات قدم در دیانت و استمرار پرهیزکاری و تقوا(ایشان) فرمودند: یکی از علمای بزرگ و اهل معنا شخصی را در صحن مبارک امیر مومنان علیه السلام دید که از نهایت تواضع و ادب و ذلت در برابر مقام شامخ ولایت مولی الموحدین امام علی(ع) ایستاده و چنان سر به زیر انداخته و افتاده و خاضع بود که گویی باسر راه می رود. آن عالم عابد ربانی پیش آن مردشریف و بزرگوار که عمرش از هفتاد سال به بالا بود رفت و از وضع حال و کیفیت زندگی او جویا شد. آن مرد شریف فرمود: از زمانی که پا به سن تکلیف گذاشتم تاکنون از روی عمد و دانسته گناه نکرده ام.

آن گاه آیت الله بهجت فرمودند:البته آن طور مراقبت و و دقت این گونه نتیجه را دارد.

 به تحقیق که زندگی در عصر کنونی آن طور که پیامبر اعظم(ص) بیان کردند مثل نگه داشتن فلز گداخته در کف دست است است برای انسان های متدین و اهل عقیده راسخ. امروز در بین ما مسلمانان و به خصوص شیعیان ثبات قدم در دیانت داشتن حرف نخست را می زند.اما این ادعا تا عمل چه میزان فاصله دارد؟ به راستی چه اندازه پیرامون این نکته که فردایی را ظهوری است و برقراری حکومت عدل و داد مهدی موعود موجود خویشتن خویش را برای آن فردای مذکور آماده نموده ایم؟ می دانید خیلی از بزرگانمان چون حضرت آیت الله بهجت(ره) و دیگران از عارفان ظهور مهدی (عج) را بسیار نزدیک می دانند آن هم به جهت تحقق علامات ظهور؟

 امروزه حتی بین ما شیعیان ادعای این مطلب که من اهل گناه نیستم و بدنبال معصیت نمی روم واقعا حرف بسیار بسیار شاق و سخت باور پذیری است. مگر آمادگی برای برقراری حکومت عدل و داد مهدی غیر از دوری جدی از گناهان و گسترش این فرهنگ چه می تواند باشد؟ در ازمنه ماضیه البته نه چندان درو از عصر معاصر اگر عالمی از اهل علم برخوردار از صفاتی چون چشم برزخی داشتن طی الارض نمودن و... نبود مایه شگفتی دیگران بود. این امر حتی بر برخی از عوام الناس آن زمان هم صادق بود(آنچنان که در برخی کتب بنده خوم مطالعه کردم). اما اکنون این چنین نیست در صورتی که باید این چنین باشد به عبارت دیگر آمادگی برای ظهور مهدی (عج)اقتضای این مطلب را میکند. امروز انتظار تقوا داشتن و رعایت آن از یک اهل علم(اعم از عالم دینی یا دانشمند علم روز)  ما را به  شگفتی می اندازد. اینکه او اهل حرام و حلال است و اهل خمس و زکات و ...  . در کل از این نکته نباید غفلت ورزید که آمادگی برای ظهور ادعایی است که لوازم زیادی را به دنبال دارد که باید به مرحله تحقق برسند تا این ادعا صادق باشد. از خداوند منان عاجزانه خواستار اینم که توفیق انجام لوازم آمادگی برای ظهور یگانه حاکم علی الطلاق در سراسر گیتی یعنی مهدی موعود موجود را به من و دیگران عطا نماید. انشاءالله 

+ نوشته شده توسط مجاهد در و ساعت |
تهذیب و ادب کردن نفس، یکى از مباحث مهم اخلاق  و از ارکان اساسى سیر و سلوک به شمار مى آید. در نظام تربیتى اسلام، تنها با خودسازى و تهذیب نفس است که آدمى مى تواند از مرز حیوانیت برهد و خود را به مقام والا و پر ارج انسانیت برساند. عروج به این مقام با اهمیت، نهفته در کمالى است که در پرتو زدودن غبار اغیار از لوح دل و تجلّى انوار در کانون پرفروغ سرّ حاصل مى آید.

یک روز یکی ازدوستان طلبه ام وارد حجره ام شد گفت: به نظر تو مهمترین دغدغه طلبه ها الان چیه؟من هم بدون آن تامل کنم سریعا گفتم: مسکن٬ شهریه و... غافل از این که این رفیق ما داشتند به اصطلاح آمار می گرفتند که چقدر از طلاب مهمترین دغدغه شان اخلاق و تهذیب نفس است. آنگاه بحث اوج گرفت و به نتایج مطلوبی هم رسید. اما به تحقیق برای ما طلبه ها مساله تهذیب چقدر اهمیت دارد؟ آیا می دانستیم امروزه بیشترین ضربه هایی که به اسلام وارد می شود ازناحیه ما طلبه ها و رحانیون و به اصطلاح علمای دین است ؟ امروزه آرزوی هر شیعه خصوصا طلبه ها دیدار مختصر و کوچک با امام عصر(ع) است حال آن که کلید این دیدارها چیزی جز همین تهذیب نفس نیست حرف خودمو تمام کنم و شما را به داستانی که یکی از شاگردان آیت الله بهجت که از زبان ایشان در این رابطه نقل کرده است٬ دعوت می کنم. 

حجت الاسلام قدس می گویند:

روزی آقا(حضرت آیت الله بهجت رحمه الله) فرمودند:

در تهران استاد روحانیی بود که لمعتین* را تدریس می کرد٬ مطلع شد که گاهی از یکی از طلاب و شاگردانش که از لحاظ درسی خیلی عالی نبود٬ کارهایی نسبتا خارق العاده دیده و شنیده می شود.

روزی چاقوی استاد(در زمان گذشته وسیله نوشتن٬ قلم نی بود٬ و نویسندگان چاقوی ظریفی برای درست کردن قلم به همراه داشتند) که خیلی به آن علاقه داشتند٬ گم می شود و وی هرچه می گردد آن را پیدا نمی کند و به تصور آنکه بچه هایش برداشته و از بین برده اند نسبت به بچه ها و خانواده عصبانی می شود٬ مدتی بدین منوال می گذرد و چاقو پیدا نمی شود و عصبانیت آقا نیز تمام نمی شود.

 روزی آن شاگرد بعد از اتمام درس ابتدا به استاد می گوید:« آقا چاقو را در جیب جلیقه کهنه خود گذاشته اید و فراموش کرده اید٬ بچه ها چه گناهی دارند؟»

آقا یادش می آید و تعجب میکند که آن طلبه چگونه از آن اطلاع داشته است؟ از این جا دیگر یقین  میکند که او با اولیای خدا سر و کار دارد٬ روزی به شاگرد می گوید: بعد از درس با شما کار دارم. چون کلاس خلوت می شود می گوید: آقای عزیز٬ مسلم است که شما با جایی ارتباط دارید٬ به من بگویید خدمت امام زمان(عج) مشرف می شوید؟ استاد اصرار میکند و شاگرد ناچار می شود جریان را به او بگوید. استاد می گوید:عزیزم٬ این بار وقتی مشرف شدید سلام بنده را برسانید و بگویید: اگر صلاح می دانند چند دقیقه ای اجازه تشرف به حقیر بدهند.

 مدتی می گذرد و آقای طلبه چیزی نمی گوید و آقای استاد هم از ترس اینکه نکند جواب منفی باشدجرات نمی کند از او سوال کند ولی به جهت طولانی شدن مدت٬ صبر استاد تمام می شود و روزی به وی میگوید: آقای عزیز ازعرض پیام من خبری نشد؟ 

 می بیند که وی به اصطلاح این پا و آن پا می کند. استاد می گوید: عزیزم٬ خجالت نکش آنچه فرموده اند به حقیر بگویید چون شما قاصد پیام بودید ( و ما علی الرسول الا البلاغ المبین)

آن طلبه با نهایت نارحتی می گوید که آقا فرمود: لازم نیست ما چند دقیقه به شما وقت ملاقات بدهیم٬ شما تهذیب نفس کنید من خودم نزد شما می آیم.  

 کاش میشد لحظه ای صاحب کرامت میشدیم          آشنا با نام و بزم و  با مرامت می شدیم       

 بر سر دیوار کویت تا سحر چون سرو سخت              پاسبان خیمه سبز امامت می شدیم

   ....................................................................

 *لمعه یکی ازکتب ذی قیمت در زمینه فقه است.شهید اول حضرت آیت الله محمد بن مکی آن را در زندان حکومت وقت در قرن هفتم هجری  به رشته تحریر در آورده اند و دوقرن بعد از آن شهید ثانی حضرت آیت الله زین الدین بن علی آن را  شرح می دهند. این دو کتاب در اصطلاح حوزوین به لمعتین مشهور اند  

+ نوشته شده توسط مجاهد در و ساعت |

اگر حسین (ع) ازمابود٬

 در تمام زمین برای او منبر و پرچم بر می افراشتیم

و مردم  را با نام حسین(ع) به مسیحیت فرا می خواندیم.

  

« انتوان بارا» نویسنده مسیحی کتاب «حسین در اندیشه مسیحی»

+ نوشته شده توسط مجاهد در و ساعت |

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار هزاران نفر از مردم مازندران
 
به هيچ‌كس باج نخواهیم داد/معارضان خود را از مردم بالاتر مي‌دانند
+ نوشته شده توسط مجاهد در و ساعت |
هم اکنون اگرجای جای نظام هستی را بنگرید٬ امام را حاضر و ناظر می بینید. چرا که او وجه تام و تمام خداست و همچون خداوند متعال در همه جا حاضر است٬ او ٬ کامل ترین انسان روی زمین است و انسان کامل در هر جا که خدا حضور دارد ٬ حاضر است. بدین سان امام زمان در لحظه لحظه زندگی ما حضور دارند و هیچ رفتار و گفتاری از ما از نظر شامخ ولایت و امامت او پنهان و مخفی نمی ماند. توجه به این حقیقت٬ قوی ترین و موثرترین عامل موفقیت در تزکیه نفس و دوری از گناهان است. اکنون شما را به خواندن ماجرای بسیار جذاب و خواندنی یک قفل ساز و رابطه او با امام زمان جلب میکنم.

مردی از دانشمندان در آرزوی زیارت حضرت بقیت الله بود و از عدم توفیق رنج می برد. مدت ها ریاضت کشید و در مقام طلب بود. در نجف اشرف میان طلاب آستان علوی٬ معروف است که هر کس بدون وقفه چهل شب چهار شنبه توفیق پیدا کند به مسجد سهله برود و نماز مغرب و عشای خود را در آنجا به جا آورد٬سعادت تشرف به محضر امام زمان را خواهد یافت. مدتها در این باب کوشش کرد و اثری از مقصود ندید. سپس به علوم غریبه و حروف و اعداد متوسل شد و به عمل ریاضت در مقام کسب و طلب برآمد. چله ها نشست و ریاضتها کشید و اثری ندید! ولی به حکم آنکه شب ها بیدار مانده و در سحرها ناله ها داشت٬ نورانیتی پیدا کرد. و برخی از اوقات برقی نمایان می گشت و بارقه ی عنایت بدرقه راه او می شد. حالت خلسه و جذبه ای به دست می داد حقایقی می دید ومی شنید. در یکی از این حالات او را گفتند:((شرفیابی تو خدمت امام زمان میسر نخواهد شد مگر آنکه به فلان شهر سفرکنی)).

شوق وصال٬ مشکلات سفر را آسان نمود. چندین روز طول کشید تا بدان شهر رسید و در آنجا نیز به ریاضت مشغول شد. روز سی و هفتم به او گفتند: الآن حضرت بقیت الله در بازار آهنگران در دکان پیر مردی قفل ساز نشسته است٬ هم اکنون به محضرش شرفیاب شو!!!

بنابر آنچه در عالم خلسه دیده بود٬ راه را طی کرد و به وقتی در آن  دکان رسید٬ دید حضرت امام عصر آنجا نشسته است و با پیرمرد گرم گفتگو هستند. و اینک ادامه داستان از زبان آن دانشمند:

به ساحت حضرتش سلام دادم. جواب فرمود. وبه من اشاره کردندکه اکنون ساکت باش و تماشا کن! درآن حال دیدم پیر زنی که ناتوان بود و قد خمیده ای داشت٬ عصا زنان وارد مغازه شد و قفلی را نشان داد و گفت: آیا ممکن است این قفل را برای رضای خدا به ۳ ریال خریداری کنید؟ که من به ۳ ریال پول محتاج هستم. پیرمرد قفل ساز٬ قفل را نگاه کرد و دید قفل بی عیب است. گفت: مادر چرا مال مسلمانی را ارزان بخرم و حق کسی را تضییع کنم؟ این قفل تو اکنون ۸ ریال ارزش دارد. من اگر بخواهم منفعت ببرم به ۷ ریال خریداری میکنم٬ زیرا در این معامله بیش از یک ریال منفعت بردن بی انصافی است. اگر می خواهی بفروشی ٬ من ۷ ریال می خرم. وباز تکرار می کنم قیمت واقعی آن ۸ ریال است. من چون کاسب هستم و باید نفع ببرم یک ریال ارزانتر خریداری میکنم.

 شاید پیر زن باور نمی کرد که این پیر مرد قفل ساز جدی میگوید. ناراحت شده بود که من خودم می گویم ۳ ریال٬ هیچ کس به این مبلغ راضی نمی شود آن وقت تو می گویی ۷ ریال می خرم؟ سر انجام پیر مرد قفل ساز ۷ ریال به آن زن داد و قفل را خرید!

چون پیر زن بازگشت٬ امام زمان خطاب به من فرمود:

اینک دیدی و سیر را تماشا کردی! این گونه باشید تا ما به سراغ شما بیاییم٬ چله نشینی لازم نیست٬ به جفر متوسل شدن سودی نمی بخشد٬ عمل نشان دهید ومسلمان باشید تا من بتوانم شما را یاری کنم. ازهمه این شهر من این پیرمرد را انتخاب کرده ام٬ زیرا او دین دارد و خدا را می شناسد. این هم امتحانی که داد: از اول بازار این پیر زن عرض حاجت کرد٬ اما چون او را محتاج دیدند همه در مقام آن بودند که ارزان بخرند و هیچ کس٬ حتی۳ ریال نخرید. درحالیکه این پیر مرد به ۷ ریال خرید. هفته ای بر او نمی گذرد٬ مگر آنکه من به سراغش می آیم. و از او تفقد می نمایم. 

 دوستان مجازی عزیز اکنون که غروب جمعه است٬ جهت تعجیل ظهور این بزرگ مرد صلواتی بر محمد و خاندان پاکش ختم کنیم.

+ نوشته شده توسط مجاهد در و ساعت |
آیت الله وحید خراسانی: ايراني مي‌رود (به مكّه) با عزّت، برمي‌گردد به اين سرزمين با ذلّت! با چه منطق؟!
+ نوشته شده توسط مجاهد در و ساعت |
خدا جان تو را به خاطر نزول رحمت بیکران و باران بی بدیلت شکر میگویم. شکری به اندازه تمامی سنگریزه های بیابانها و قطرات اقیانوسها. و ذرات معلق در بادها!
+ نوشته شده توسط مجاهد در و ساعت |

قطعه شعری برای رهبر عزیزم

رهبرم ای عشق من ، جانم فدای لحظه ات
شاد باشی همچنان ، آید بسوی ما غمت
در مسیر ما فروزان هست نورت یا علی
مرهم زخم دل هر عاشقی سید علی
آن کلام دلنشینت میرود در جان ما
هم وجود نازنینت با یقین درمان ما
در تولا چشم هایم عشق را پیدا کند
صورت زیبایت آقا ، هر گره را وا کند
دیدنی ها دیده ام از فضل جدت یا علی
همچو یک دیوانه در راهت شدم سید علی
حاصل کار هزاران در ید تائید توست
آنچه پنهان است از ما با یقین در دید توست
بی محبت با تو عهدی هر کسی هم بسته است
در مسیر حق بلاشک خسته و وابسته است
عهد دیرین شاید از اقرار یک کاری متین
کشف حالت کار هر کس نیست جز اهل یقین
بس در این فرصت بیامد هر طرف نوعی عمل
بار دیگر شد بپا از فضل حق جنگ جمل
معرفت نسبت به هر کس در جهان کار ولی است
پیرو تو هر که باشد تابع مولا علی است
صرف و نحو و خواندن بسیار هم معیار نیست
هر که دارد مجلس و درس و سخن هم یار نیست
جعفری در راه تو سر میدهد مولای من
انتهای قله عشق تو باشد جای من

سروده ای از محمدرضا جعفری – تهران مهرماه 1388

+ نوشته شده توسط مجاهد در و ساعت |


 

ای دو چشمانت چراغ شام یلدای همه

آفتاب صورتت خورشید فردای همه
ای دل دریایی ات کشتی نشینان را امید
وی نگاه روشنت فانوس دریای همه
ای بیان دلنشینت بارش باران نور
وی کلام آتشینت آتش نای همه
خنده های گاه گاهت خنده خورشید صبح
شعله لرزان آهت شمع شب های همه
قامتت نخل بلند گلشن آزادگی
سرو سرسبزی سزاوار تماشای همه
گر کسی از من نشانی از تو جوید، گویمش
خانه ای در کوچه باغ دل ، پذیرای همه
لاله زار عشق یکدم بی گل رویت مباد
ای گل رویت بهار عالم آرای همه

 دکتر حداد عادل

+ نوشته شده توسط مجاهد در و ساعت |